تصحیح متون از منظر اطّلاع‌شناسی

نوع مقاله: مقاله علمی پژوهشی

نویسنده

کتابدار و پژوهشگر فرهنگستان زبان و ادب فارسی

چکیده

اطّلاع‌شناسی دانشی نوپاست در حوزۀ علم اطّلاعات و دانش‌شناسی (کتابداری و اطّلاع‌رسانی سابق) از یک سو، و فلسفۀ اطّلاعات از سوی دیگر. روش آن، با عنوان روش تحلیل اطّلاع‌شناختی (رتا)، شامل مجموعه عملیاتی است در شش مرحله که می‌کوشد تا وضع کلّی فضای یک شیء یا پدیده را از حیث اطّلاع‌مندی مشخص سازد. این روش ظرفیت‌ها و قابلیت‌هایی دارد که در حوزه‌های مختلف دانش و از طریق مطالعات میان‌رشته‌ای نمایان می‌شوند و تصحیح متون، که مباحث نظری‌اش‌ در ایران نسبت به مباحث عملی‌اش لاغرتر مانده است، یکی از حوزه‌هایی‌ است که با «رتا» می‌توان به آن کمک کرد. در پژوهش حاضر نشان داده شده است که مصحّح، از منظر اطّلاع‌شناسی، ابتدا می‌کوشد تا خودِ متن را بشناسد. در گام دوم، بستر و فضایی را می‌شناسد که متن در آن پدید آمده و زیست کرده است. گام سومِ فرآیندِ تصحیحْ شناخت وضع مطلوب است که مصحّح قرار است به آن برسد. در گام چهارم، فاصلۀ وضع موجود را با آن وضع مطلوب می‌سنجند. در گام پنجم، با شناختِ موانعِ تبدیل وضع موجود به وضع مطلوب، در رفع آن موانع می‌کوشند. در گام ششم مدّت‌زمانی که باید برای تبدیل وضع موجود به وضع مطلوب صرف شود، برآورد می‌گردد.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

The redacting of texts from an “informological” viewpoint

نویسنده [English]

  • Iraj Faraji
چکیده [English]

Informology [ettela’shenasi] is a new science in the field of Information Science and “knowledge science”[danesh-shenasi] (the erstwhile librarianship and information science) on the one hand and in information philosophy on the other. Its method, designated ‘Method of Information Analysis” [ravesh-e tahlil-e ettela’ shenakhti, RTA], consists of a set of activities in six stages, which tries to determine the general mood of a thing or phenomenon from an information point of view [informativity]. This method possesses certain capacities and possibilities that reveal themselves in the various areas of knowledge through interdisciplinary studies.
Text redacting, whose theoretical deliberations in Iran, relative to its practical considerations, have remained rather thinner, is one of the areas to which RTA could contribute.
In the present enquiry, it has been demonstrated that a redactor first tries to understand his text. In the second stage, he becomes acquainted with the setting and mood in which that text has originated and lived. The third stage constitutes the process of recognizing the favorable condition that the redactor is supposed to attain. In the fourth stage, the distance between the present condition and the desired condition is calculated. In the fifth stage where one has already identified the obstacles on the way to the desirable condition, one endeavors to remove them. Finally, in the sixth stage, the amount of time required to change the existing condition to the desired one is estimated.

ـ آزادیان، شهرام (3-1382)، «نگاهی به تصحیح متون در دورۀ قاجار»، مجلّۀ دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران، شمارۀ 168-169 (زمستان و بهار): 151-170.

ـ افشین‌وفایی، محمّد، فیروزبخش، پژمان (1392)، «مقدّمه»، در مثنوی معنوی: دفتر چهارم (چاپ عکسی)، تهران: کتابخانه، موزه، و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی.

ـ امیدسالار، محمود (1389 الف)، «تاریخچه‌ای از تصحیح متن در مغرب‌زمین»، در سی‌ و دو مقاله در نقد و تصحیح متون ادبی، تهران: بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار، ص 453-477.

ـ ـــــــــــــــــــــــــــ (1389 ب)، «خالقی مطلق و فنّ تصحیح متن در ایران»، در سی‌ و دو مقاله در نقد و تصحیح متون ادبی، تهران: بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار، ص 485-490.

ـ ـــــــــــــــــــــــــــ (1389 ج)، «بهار و تصحیح متن»، در سی‌ و دو مقاله در نقد و تصحیح متون ادبی، تهران: بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار، ص 527-546.

ـ انوری، حسن (1381)، فرهنگ بزرگ سخن، تهران: انتشارات سخن، 8 ج.

ـ باتلر، پی‌یرس (1382)، جنبه‌های نظری علم کتابداری، ترجمۀ هوشنگ ابرامی، تهران: سازمان اسناد و کتابخانۀ ملّی جمهوری اسلامی ایران.

ـ بزرگ بیگدلی، سعید و دیگران (1391)، «ضرورت بررسی، تحلیل و تصحیح مجدد بستان العارفین و تحفة‌المریدین»، جستارهای ادبی، سال چهل‌ و پنجم، شمارۀ چهارم،‌ پیاپی 179 (زمستان): 91-110.

ـ جهانبخش، جویا (1387)، «تأملات نظری کارآمد در تصحیح متون ادبی»، آینۀ میراث، دورۀ جدید، سال ششم، شمارۀ سوم، پیاپی 42 (پاییز): 24-73.

ـ حرّی، عبّاس (1372)، «اطّلاع‌شناسی»، فصلنامۀ کتاب، سال چهارم، شمارۀ 3 (پاییز): 393-396.

ـ ـــــــــــــــــــ (1381)، «اطّلاع‌شناسی»، در دایرة‌المعارف کتابداری و اطّلاع‌رسانی، تهران: کتابخانۀ ملی، ج 1.

ـ ـــــــــــــــــــ (1387)، درآمدی بر اطّلاع‌شناسی: کارکردها و کاربردها، تهران: انتشارات دما، انتشارات کتابدار.

ـ خالقی مطلق، جلال (1390)، «معرّفی و ارزیابی برخی از دستنویس‌های شاهنامه»، در شاهنامه: از دستنویس تا متن، تهران: میراث مکتوب، ص 59-162.

ـ داد، سیما (‎1383)، فرهنگ اصطلاحات ادبی: واژه‌نامه مفاهیم و اصطلاحات ادبی فارسی و اروپائی (تطبیقی و توضیحی)، ویرایش دوم، تهران: مروارید.

ـ دو بروین [دو برَن]، یوهانس (‎۱۳۷۸)، شعر صوفیانۀ فارسی: درآمدی بر کاربرد عرفانی شعر فارسی کلاسیک، ترجمۀ مجدالدّین کیوانی، تهران: نشر مرکز.

ـ سمیعی گیلانی، احمد (1377)، «تبصره‌ای بر تصحیحات قیاسی محدّث ارموی در چاپ دیوان قوامی رازی»، نامۀ فرهنگستان، سال چهارم، شمارۀ‌ 4، پیاپی 16 (زمستان): 6-27.

ـ سیّدقاسم، لیلا، نوح‌پیشه، حمیده (1395)، «جغرافیای ادبی و شاخه‌های آن: معرّفی مطالعات نوین بینارشته‌ای در ادبیات»، فصلنامۀ نقد ادبی، سال نهم، شمارۀ‌ 33 (بهار): 77-108. 

ـ عیدگاه طرقبه‌ای، وحید(1393)، «اهمیت تلفّظ برخی از واژه‌ها در تصحیح بیت‌هایی از شاهنامه»، گزارش میراث، دورۀ دوم، سال هشتم، شمارۀ یکم و دوم (فروردین ـ تیر): 45-54.

ـ کاپلستون، فردریک (1375)، تاریخ فلسفه: ج 7: از فیشته تا نیچه، ترجمه داریوش آشوری، تهران: علمی و فرهنگی، سروش.

ـ میدوز، جک (1383)، شناخت اطّلاعات، ترجمۀ محمّد خندان، مهدی محامی، ویراستار اسدالله آزاد، تهران: کتابدار.

ـ نیکوبخت، ناصر، رنجبران، عبّاس (1387)، «نقد و تحلیل شیوۀ سعید نفیسی در تصحیح متون ادبی کلاسیک فارسی»، مجلۀ دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تربیت مدرّس، سال 16، شمارۀ 60 (بهار): 131-153.

ـ Gacek, Adam (2009). Arabic manuscripts : a vademecum for readers. Leiden: Brill.

ـ Partyko, Z. V. (2009). "The Modern Paradigm of Information Science: Informology". Automatic Documentation and Mathematical Linguistics. Vol. 43, No. 6, pp. 311–320.